دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها:
رفتن
هنوزهم مُصممى براى رفتنت
مرا اسیر دیو شب نکن
تو با چنین مرا شکستنت
تو را به جان هر که مى پرستیش
نکن مرا اسیر دست انتظار
مرا به انتهاى زندگى ببر، به پاى مرگ
اینچنین مرا میان قصه ها نذار
بیا دوباره خاطرات خوب رفته را
به یاد آوریم و هاى هاى گریه سر دهیم
به پاى شمع عشق نیمه جانمان بیا
تمام قصه هاى عشق را بال وپر دهیم
حرف هاى من، نگاه التماس من به وقت رفتنت
نمى دانم از چه رو ، دوباره عاشقت نکرد
تو به جاده تن سپرده اى و من
مثل مرده ها شدم ساکت و صبور و سرد
تو رفتى و دلم ، هنوز باورش نشد
مرا ببین که نفرین نکرده ام تو را
دعا کنم تو را، ولى چرا؟
که عاشقانه دوست داشته ام تو را !!!
...
دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها:
دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها:
دست بر برگ خیال میکشم
در دریای رؤیا
ماهیانی را میبینم
که به دنبال دریا میگردند.
درختانی سبز در دل جنگل
که جنگل را نمیبینند.
مورچگانی متحّد در پیِ نان
از آبشار تپهی خاکی رها میشوند.
فریادهایی که میشکنند،
دل کوه را از برای فردا.
مردگانی که در گورهای خود،
به انتظار میزبانی موریانند.
پرتوی نوری که با شتاب،
به امید جانبخشیدن برگی،
به سوی زمین میراند.
پروازهایی که بر سر ساختمانهای بزرگ
هوا را ستون خود میسازند.
آدمیانی که در میان الفاظ
نقشهایی میسازند.
نقشهایی که با حصار خویش
مرا به بند میکشند.
حصارهایی که در میان کثرت درختان
وحدت جنگل را در هم میکوبند.
گوهرانی که در میان صدف پندار
از دیدن دریا محرومند.
قیاسهایی که با وزنههای باطل
انسانفریبی میکنند.
lحساساتی که افسار روزگار
به هر سویشان میکشد.
در خیال واقعیت
همراه با نسیم
از تمامیشان
عبور خواهم کرد.
فروغ صبحگاهی را خواهم دید.
فریاد سکوت خواهم زد:
آری، آری، زندگی این است،
ـ آمدن، پدیدارشدن، رفتن.
...
دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها:
دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها:
سفر تو را به سلامت ، مرا به من بسپار
مرا به لحظه بدرود خویشتن بسپار
به داغگاه دلم حسرت سخن بسپار
مرا که دورترین شاخه ام بهاران را
به خاک فاجعه ، عریان و بی کفن , بسپار
شبانه کوچ کن از سرزمین لالایی
مرا به خوابگه سرد یاسمن بسپار
چو عطر پونه ، به دامان آسمان آویز
مرا به غربت پهناور دمن بسپار
دل مرا که پرواز نوحه پریشانی است
به قمریان جدا منده از چمن بسپار
به کوچه های تهی مانده از ستاره مرا
دوباره مست و غزلخوان و گامزن بسپار
ز خط خاطره ام بگذر ، ای طلایی رنگ
سفر تو را به سلامت , مرا به من بسپار
...
دل شکسته
پنجره بسته، دلم شکسته
دلی که تنها دل به تو بسته
با یاد عشقت همیشه مسته
اما تو رفتی!
به من میگفتی هرجا که باشی
نمیشه روزی ازم جدا شی
اما چه آسون دل کندی از من
دروغ می گفتی
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم که برمی گردی
باور ندارم!
صدای نازت توی خیالم
دستای گرمت تو دست سردم
نوازشم کن حتی تو خوابم
هنوز چشم به راهم
اگه تو حتی خاطره باشی
بازم قشنگه مال من باشی
هرجا که رفتی، هرجا که باشی
خدا نگهدار!
دستت تو دستم، چتر شکستم
توی خیابون، نم نم بارون
پای پیاده، آخ که چه ساده
عشقو می خواستم!
هر روز میشینم، تو رو ببینم
تو اون خیابون، زیر بارون
چه خوش خیالم!
...
نوشته ی علیرضا سعیدی در ساعت ۱٠:٤٠ ق.ظ در ۱۳۸٧/٤/۱٦
پيام هاي ديگران(undefined) لینک تگ ها: